کتاب پس من کر می شوم (قسمت دوم)

کتاب داستان "پس من کر می شوم"

کتاب پس من کر می شوم (قسمت دوم)

نوشته : متین رسولی

 

آهان داشتم چرخه مزخرف پسر بی پول, پسر با پول, پسر عاشق, دختر احمق رو می گفتم! البته تمام این چرخه برای دختران هم موجود است اما من چون یک پسرم و دخترها هم ناشناخته هستند نمی توانم نظری بدهم و آن ها باید خودشان کتاب بنویسند. ولی در نهایت قدر پسرانی که همانند جاسوسان و یا دزدان شما را تعقیب می کنند بدانید. شاید بعدها حسرت آنچنان عشقی را بخورید که باعث شود پسری تنبل و ساده دل بدنبال شما راه بیفتد و از کار و زندگی بیفتد! قدر تعقیب کننده های عاشق را بدانید.

عشق نهایی و واقعی
عشق نهایی و واقعی چیست؟

بعله داشتم قبلش می گفتم که عشق واقعی چیست و تعقیب کردن معشوق توسط عاشق چیست. اما موضوع تعقیب کردن بود. وقتی شما در حال رفتن به یک صرافی برای نقد کردن پول هایتان هستید ممکن است از طریق شبکه های اجتماعی و فیشینگ و پیام هایی که به آشنایان خود داده اید دزدها و جاسوس ها از طریق هک کردن و وب تاریک و دارک این از قصد شما باخبر شوند و فردا شما را تعقیب کنند و در موعد مقرر پول ها یا ماشینتان را بدزدند! شاید هم دزدهای عبوری و محلی که اطراف بانک ها و صرافی ها و طلافروشی ها کشیک می کشند و بعضا در اداره پلیس هم آشنا دارند و آمار همه چیز را دارند زحمت دزدی از شما را بکشند. خب با این حال باید پول هایم را نقد کنم تا بتوانم ماشین بخرم. دلار دوهزار تومان پایین آمده بود و من چون ماشین را نشان کرده و به صاحب آن بیعانه داده بودم خیلی ناراحت بودم چون ده میلیون باید ضرر می کردم اما از صاحب ماشین تقاضا کردم تا آخر هفته صبر کند و خوشبختانه دلار هزار تومن بالا آمد تا ضرر من نصف شود و اگر فردا این قیمت بالاتر رود یعنی من خیلی خوشحال تر خواهم بود! و این زندگی این روزهای ما ایرانی ها شده البته به لطف دولت و آمریکا و ترامپ و تحریم ها! اما خوب هم هست یعنی ما کلی زرنگ می شویم مثلا اگر دلار دوازده و پانصدی بخریم و سیزده و پانصد بفروشیم اگر ده هزار دلار داشته باشیم یعنی ده میلیون تومان سود کرده ایم اما امان از پایین آمدن قیمت دلار . در سایتی که من قیمت دلار را بصورت آنلاین چک می کنم هر دقیقه چهار بار قیمت دلار تغییر می کند و این یعنی هر دقیقه چهار بار سکته می کنم
چون هیچ وقت دو قیمت پشت سر هم این یک دقیقه یکسان نیست و همیشه بالا و پایین می رود. این یعنی شصت ضربدر بیست و چهار ضربدر چهار بار سکته !!!
این حال و روز ما ایرانیان است. چقدر مگر می توان سکته کرد ؟ تازه این سکته بد است. نه مثل ارضا شدن یک سکته خوب !!! خب اگر من می خواهم یک ماشین بخرم که کلی گرون شده پس باید دلار هایم را نقد بکنم. این یعنی باید یک روز که قیمت دلار بالا است به صرافی بروم . دلارم را نقد کنم. آن هم از بین آن همه دزد و دلال و کلاهبردار و تعقیب کننده و جاسوس و هکر و اینترنت های تاریک!!

ادامه دارد…..

 

(قسمت اول کتاب)

به این نوشته امتیاز دهید :

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

1 × پنج =

ورود به سایت

خوش آمدید! وارد حساب کاربری خود شوید

بخاطر بسپار فراموشی رمز عبور ؟

آیا حساب کاربری ندارید.؟ عضویت

Lost Password

عضویت